Friday, March 14

احوالات نغمه در چند وقت اخیر

به مثال نارگیل-
هر از چند گاهی بسان دونه ی سیب-
بعضی وقت ها خود سیب-
هم در نقشمداد هم پاک کن-
شبیه زنبور-
به صورت صمغ درخت کاج یا سرو-
گل و لای ته مرداب-
کلا مغازه ی گل فروشی-
سیاره ی مشتری-
قاره ی اقیانوسیه -
شبیه انسان های بدوی بسی بدوی تر-
دوست داشتم میمون بودم ولی حس میمونی ندارم فعلا-
فیلم عکاسی نور خورده-
شایدم کاغذ عکاسی حساسیت بالا-
کتاب مسخ کافکا-
مثل همه ی ماهی ها ولی بسی ماه تر از همشون-
از خزنده ها خوشم نمی اید-
پرنده هم نیستم-
هر از چند گاهی هم فیل-
ابروبارون هم که هرروز-

5 comments:

Anonymous said...

می خواستم یه چیزی بنویسم بعد دیدم تعریف می شه...بعد گفتم نقدش کنم...گفتم این طوری حرف الکی می شه، چون این متن دقیقا از شخصی ترین حالت هات اومده...پس نقدشم نمی شه کرد...گفتم پس برای الکی حرف نزدنم آهنگی که الان دارم گوش می دم رو برات بذارم ،شاید حال تو هم موقع نوشتن این متن این طوری بوده!!!
خوشا آنان که هر از بر ندانند!!!

Anonymous said...

حالات آشنايي داري.بهم دست داده.مخصوصا مسخ كافكا....

Anonymous said...

بلاخره موفق شدم!

Anonymous said...

همچنان منتظر گل دادن بیشتر بلاگ شما هستیم

Anonymous said...

چرا عزیزم؟چرا عزیزم نمی تونی؟